قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2101
تاريخ الفي ( فارسى )
و در تاريخ ابن أثير كوفى و تاريخ حافظ ابرو مسطور است كه آن خانه كه سومنات در آنجا بود تاريك بود و روشنايى آن خانه از قناديلى بود كه از جواهرات در آن به كار برده بودند و از خزانهء سومنات چندان بتهاى كوچك از زر و نقره پيدا شد كه از حساب بيرون است . القصّه ، يمين الدّوله را از اين بتخانه آن مقدار زر و جواهر و اسباب و آلات به دست افتاد كه در خزانهء هيچ پادشاه ما تقدّم نشان نمىدادند « 1 » ، سواى آنچه از آن شهر در دست او افتاد . چون يمين الدّوله از مهمّ سومنات خاطر مطمئن ساخت به سمع او رسانيدند كه راجه بهيم ديو « 2 » صاحب بهيواره ، كه به هنگام توجّه سپاه سلطانى گريخته بود ، الحال در قلعهء كندم متحصّن شده . و از سومنات تا آن قلعه از راه خشكى چهل فرسخ است . يمين الدّوله فى الحال عزيمت به صوب تسخير آن قلعه منعطف داشت . چون رايات ظفرآيات به حدود آن قلعه رسيد قلعهاى ديدند كه آبى بس عظيم به دور آن قلعه احاطه نموده و ظاهرا از هيچ جا ممر نيست . سلطان فرمود كه از غوّاصان ، جماعتى رفته عمق آن آب معلوم كنند . غوّاصان آنجايى گفتند كه از فلان ممر عبور ممكن است ، امّا در زمان گذشتن اگر آب در تموّج آيد همه هلاك مىشويد . يمين الدّوله بعد از استخاره توكّل به عنايت ايزدى كرده با لشكريان اسب در آب راند و بسلامت به ساحل رسيد . چون صاحب آن قلعه آن حال را مشاهده كرد ، جريده از آن قلعه بگريخت و تمامى اموال و اسباب آن قلعه با اسيران به دست سپاه اسلام افتاد و مردان قلعه همه به قتل رسيدند . بعد از فتح قلعهء كندميه يمين الدّوله روى توجّه به عزم تسخير ولايت بهاطيّه نمود . والى آن ديار چون از توجّه سلطان محمود خبر يافت در مقام اطاعت و انقياد درآمد و جزيه قبول كرد و سلطان او را به حال خود گذاشته عنان عزيمت به صوب مستقر عزّ و جلال غزنين منعطف داشت . و در روضة الصّفا آورده كه چون سلطان محمود را فتح « 3 » سومنات دست داد خواست كه چند سال آنجا مقيم گردد ، بلكه آن ولايت را دار السّلطنهء خود گرداند ؛ چه ، مملكتى بود وسيع و منافع بسيار در نواحى آن ولايت چند كان بود كه زر خالص در آنجا حاصل مىشد . همچنين
--> ( 1 ) . شمشهاى زر و سيمى كه از خزاين معابد هند به دست آمد موجب گرديد كه سلاطين غزنوى بتوانند سكّههاى زر و سيمى با عيار سره ضرب كنند و فراوانى سكّههاى رايج سبب رونق تجارت در سراسر مشرق عالم اسلام شده بود ؛ - تاريخ ايران ، پژوهش دانشگاه كيمبريج ، ج 4 ، ص 157 . ( 2 ) . هر سه نسخه : راجه بهم . در الكامل ابن أثير ( ج 9 ، ص 143 ) و در قصيدهء فتح سومنات فرّخى ( ديوان فرّخى ، ص 72 ) و نيز در تواريخ هند مانند History oF India از ايشوارى پرناد ( ص 145 ) نام راجهء مقابل محمود در جنگ سومنات بهيم ديوا شاه گجرات بود ؛ - گرديزى ، زين الأخبار ، حاشيهء ص 191 . در ترجمهء الكامل ( ج 6 ، ص 61 ) به صورت « بهيم » آمده . ( 3 ) . اين آخرين فتح سلطان محمود در هند بود . ظاهرا محمود بعد از آن ديگر فرصت غزو و جهاد را در آن حدود پيدا نكرد .